• اوقات شرعی
  • تاریخ

      اذان صبح      طلوع آفتاب        اذان ظهر      غروب آفتاب      اذان مغرب
6:30 7:59  12:23 4:46  5:00

   

                      جمعه 18 ژانویه  2019 - 28 دی 1397 - 12 جمادی الاول 1440                                         

 

نیمه شعبان ولادت امام عصر عج 2017

 

داستان ولادت زیبای امام زمان جضرت مهدی عج 
دوازدهمين پيشواي آسماني اسلام حضرت حجة بن الحسن المهدي (صلوات الله عليه و علي ابائه) در اوان سپيده دم جمعه نيمه‌ي شعبان سال 255 هجري قمري, مطابق 868 ميلادي در شهر «سامرا» درخانه امام يازدهم (عليه‌السلام) چشم به جهان گشود.
پدر گرامي او پيشواي يازدهم حضرت امام حسن عسكري (عليه‌السلام), و مادرش بانوي بزرگوار «نرجس» كه «سوسن» و «صيقل» نيز ناميده شده و دختر «يوشعا» پسر قيصر روم,‌و از نسل «شمعون» يكي از حواريون مسيح (عليه‌السلام) است. نرجس چنان بافضيلت بود كه ‍«حكيمه» خواهر امام هادي (عليه‌السلام) كه خود از بزرگان بانوان خاندان امامت است او را سيده‌ي خود و سيده‌ خانواده‌ي خود , و خود را خدمتگزار او خطاب كرد.
«حكيمه» هرگاه خدمت امام عسكري (عليه‌السلام) مي‌رسيد دعا مي‌كرد خداوند به او فرزندي عطا فرمايد؛ مي‌گويد: يكروز كه مطابق عادت به ديدار امام عسكري (عليه‌السلام) رفته بودم همان دعا را تكرار كردم, آن گرامي فرمود: فرزندي كه دعا مي‌كني خدا به من عطا فرمايد امشب به دنيا مي‌آيد.
«نرجس» پيش آمد تا كفش مرا درآورد, و گفت: بانوي من كفشت را به من بده.
گفتم: تو سرور و بانوي مني, به خدا سوگند نمي‌گذارم كفش مرا درآوري, و نمي‌گذارم به من خدمت كني, من بر روي چشم خويش ترا خدمت مي‌كنم.
امام عسكري (عليه‌السلام) سخن مرا شنيد و فرمود: عمه خدا به تو پاداش نيكو دهد.
تا غروب نزد او بودم, و كنيز را صدا زدم و گفتم. لباس مرا بياور تا بروم, امام فرمود: عمه, امشب نزد ما بمان زيرا امشب مولودي كه نزد خداي متعال گرامي است به دنيا مي‌آيد كه خدا بوسيله‌ي او زمين را پس از مردن زنده مي‌گرداند.
عرض كردم: سرور من از چه كسي متولد مي‌شود؟ من در نرجس اثري از حمل نمي‌بينم!
فرمود: از نرجس نه غير او.
من برخاستم و نرجس را دقيقاً جستجو كردم,‌هيچ اثري از حاملگي در او نبود, به سوي امام بازگشتم و او را از كار خود آگاه ساختم, امام تبسم كرد و فرمود: سپيده دم بر تو آشكار مي‌شود كه او فرزندي دارد, زيرا او نيز همچون مادر موسي كليم‌الله است كه حمل او آشكار نبود, و كسي تا هنگام ولادت نمي‌دانست, زيرا فرعون در جستجوي موسي(براي آنكه چنان طفلي بوجود نيايد) شكم زنان حامله را مي‌دريد, و اين (طفل كه امشب متولد مي‌شود) مانند موسي (عليه‌السلام) است (طومار حكومت فرعونان را درهم خواهد پيچيد) و در جستجوي اويند.
«حيكمه» مي‌گويد: من تا سپيده دم مراقب نرجس بودم, و او با آرامش نزد من خوابيده بود, و هيچ حركتي هم نمي‌كرد, تا در شب و به هنگام طلوع فجر هراسان از جاي جست, من او را در آغوش گرفتم ونام خدا را بر او خواندم.
امام (عليه‌السلام) ـ از اطاق ديگر ـ صدا زد: «انا انزلنا» را بر او بخوان! و من خواندم و از نرجس حالش را جويا شدم, گفت: آنچه مولاي من به تو خبر داد آشكار شده است.
من همچنانكه امام فرمان داده بود به خواندن «انا انزلنا» ادامه دادم, در اين هنگام جنين از درون شكم با من همصدا شد و همچنانكه من انا انزلنا مي‌خواندم او نيز مي‌خواند, و بر من سلام كرد. سخت هراسان شدم, امام (عليه‌السلام) صدازد: از امر خداي متعال تعجب مكن‌, خداي متعال ما ـ ائمه ـ را در كوچكي به حكمت گويا مي‌سازد و در بزرگي حجت در زمين قرار مي‌دهد.
هنوز سخن امام به پايان نرسيده بود كه نرجس از نزد من ناپديد شد چنانكه گويي پرده‌يي ميان من و او آويخته‌اند كه او را نمي‌ديدم؛ فرياد كشيدم و به سوي امام دويدم, امام فرمود: عمه بازگرد, او را درجاي خويش خواهي يافت.
بازگشتم, و طولي نكشيد كه حجاب ميان من و او برطرف شد و نرجس را ديدم كه چنان در نور غرق است كه چشمم را از ديدنش مي‌پوشاند, و پسري را كه متولد شده بود ديدم كه در سجده است و به زانو افتاده و انگشتان سبابه بلند كرده و مي‌گويد:« اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان جدي محمداً رسول الله صلي الله عليه و آله و ان ابي اميرالمؤمنين» و آنگاه بر امامت يكايك تا خودش گواهي داد, و گفت: بارخدايا! ميعاد مرا عملي ساز, و كارم را به سرانجام برسان, و گامم را استوار بدار, و زمين را بوسيله‌ي من از عدل و داد پر كن

السّلام علیک یا سیّدتنا و مولاتنا فاطمة الزّهرا ، اغیثینی یا بنت رسول الله و رحمة الله و برکاته


ماجرای پهلوی تو تلخ است...


داغ تو چه قدر نزدیک است. داغ تو چه قدر زجرآور است. داغ تو چه قدر کشنده است. ای تمام غربت جهان، ای تمام دلشکستگی تاریخ ای تمام رنج‏ های انسان، ماجرای پهلوی تو را چگونه مویه کنیم. پشت کدام پنجره بایستیم و زیارتنامه ‏ات را خون بنالیم. سر بر کدام دیوار بگذاریم و داغت را شماره کنیم؟ ای بهار در تیررس خزان زودرس! چه کسی شب‏های دلتنگی علی علیه‏ السلام را خون ببارد؛ بعد از این؟ چه کسی دردهای انباشته علی علیه ‏السلام را بشنود؛ بعد از این؟ ... بعد از این مدینه شب‏های بی تو را چگونه تاب بیاورد؟ بعد از این بیت‏ الاحزان سر بر کدام دامن بگذارد؟ بعد از این آسمان چگونه ببارد؟ زمین چگونه قامت نشکند؟ یا فاطمه! فرشته بخوانمت یا انسان متعالی؟ کدام یک؟ تو را که در صورت، انسانی و در سیرت، فرشته. تو را با کلام لحن بسوزیم؟ تو را با کدام زبان مصیبت بخوانیم؟ ای شب‏های بی ستاره‏ ات زود هنگام! ای کوه ‏ترین صبر! کدام داغ تو را بنویسم؛ که سنگدلانه تازیانه ‏ات زدند که بی رحمانه سیلی‏ ات زدند. که نامردانه پهلویت را شکستند؟ تو را که دستانت بوسه گاه آفتاب بود. تو را که چشمانت ضریح آسمان بود تو را که دریاهای جهان، کنار نامت پهلو گرفتند. تو را که گل‏های جهان، عطر نامت را وام گرفتند. تو را که باران، به یمن نگاه تو نازل شد. خورشید، فردا را بی تو در کنج کدام خرابه غروب کند؟ دریا، فردا را بی تو در کدام ساحل، سر بکوبد؟ آسمان، فردا را بی تو در کدام کرانه شعله ‏ور شود. شب‏های بی تو، مرگ بار است. روزهای بی تو، داغناک است. ای مادر پدر! ماجرای پهلوی تو تلخ است. بگذار فقط خدا بداند که چه بر مدینه گذشت؟! بگذار فقط خدا بداند... :

حاضرین در سایت

ما 22 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

در یافت ایمیل

برای دریافت ایمیل های هفتگی، لطفا اسم خود را ثبت نام کنید.

حدیث امام سجادع) از پدر بزرگوار خويش، امام حسین ع) در باره شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها سلام


لَمَّا مَرِضَتْ فاطمةُ بنتُ رسولِ‏اللَّهِ(ص) وَصَّتْ إلى‏ علىِ ابنِ‏ أبي‏طالبٍ(ع) أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَها و يُخْفِيَ خَبَرَها و لا يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِها...


موقعى كه فاطمه دختر رسول خدا(ص) بيمار شد به على ابن ‏أبى‏طالب(ع) وصيت كرد كه موضوع را سربسته بدارد و خبر آن را پنهان كند و هيچ كس را از بيمارى او مطلع نسازد. حضرت(ع) اين كار را كرد و خودش پرستارى فاطمه(ع) مى‏ نمود و اسماء بنت عميس - كه خدا رحمتش كند - نيز او را مخفيانه همان گونه كه فاطمه(ع) وصيت كرده بود كمك مى‏ كرد. هنگامى كه رحلتش نزديك شد به اميرالمؤمنين(ع) سفارش كرد كه عهده ‏دار مراسم غسل و كفن و دفن شود و او را شبانه به خاك سپارد و قبر او را پوشيده بدارد، لذا اميرالمؤمنين(ع) عهده‏ دار آن شد و او را به خاك سپرد و آثار محل قبرش را محو كرد. موقعى كه دستش را از خاك قبر تكاند، حزن و اندوه به او فشار آورد و پريشان كرده و به جوشش آورد و اشكهايش را بر گونه‏ هايش جارى ساخت و چهره اش را به طرف قبر رسول خدا(ص) نمود و عرض كرد: سلام بر تو اى رسول خدا! سلام بر تو از جانب دخترت و محبوبت، و نور چشمت و ديداركننده ‏ات، آن كسى كه در بقيع تو، در خاك خفته است، و خداوند پيوستن سريع به تو را براى او برگزيده است. اى رسول خدا! صبرم در غم فقدان دختر برگزيده‏ ات كم شد، و طاقتم به خاطر سرور زنان، ضعيف گشت. منتها آنچه موجب تسليت خاطر است، تأسّى من از سنت تو و بار اندوهى است كه در غم فراق تو وجودم را در بر گرفت. چرا كه من خود، تو را در شكاف قبر نهادم، پس از آنكه جانت بر سينه‏ ام روان شد و چشمانت را با دست خويش بستم و خودم عهده ‏دار كار به خاك‏سپارى ‏ات شدم. آرى، دلنشين‏ترين پذيرش، در كتاب خدا آمده است: انا لله و انا اليه راجعون. [اينك‏] امانت باز گردانده شد و گرو، پس گرفته شد، و شكوفه يكباره ربوده شد و چه زشت است سبزه و زمين. اى رسول خدا! اندوهم بى‏ پايان است، و شبم در بيدارى است؛ اندوه از قلبم نخواهد رفت تا اينكه خداوند همان خانه‏ اى را كه تو در آن ساكنى براى من برگزيند. دلشستگى‏ اى چرك‏ آور، و اندوهى خشم‏ آور و آتش ‏افروز. در ميان ما چه زود جدايى افتاد! شكايت به خدا مى‏ برم، و دخترت از همداستانى امتت عليه من و براى ضايع كردن حق او، تو را خبر خواهد داد؛ حال و وضعيت را از او بپرس. چه بسيار عقده هايى؛ در سينه‏ اش به تلاطم آمد اما راهى براى گشودن آن نيافت كه خواهد گفت. و خداوند داورى مى‏كند و او بهترين داور است. سلام بر تو اى رسول خدا! سلام وداع‏ كننده‏ اى كه نه خسته شده است و نه روى‏ گردان. پس، اگر برمى‏ گردم نه به خاطر خستگى است، و اگر بمانم نه به خاطر بدگمانى به وعده‏ اى كه خداوند به صابران داده است. صبر بهتر و زيباتر است. و اگر نبود تسلط آنان كه بر ما چيره شده‏ اند، خود را ملازم قبر تو مى‏ داشتم و ماندن كنار آن را پيشه خود مى ‏ساختم و چون مادرى كه داغ مصيبتى بزرگ ديده، شيون مى‏كردم. در برابر چشم خدا، دخترت پنهانى به خاك سپرده مى ‏شود، و حق او به زور ضايع مى ‏شود، و آشكارا از ارثش باز داشته مى‏ شود؛ در حالى كه هنوز چيزى نگذشته و ياد تو فراموش نشده است. پس شكوه را به خدا مى ‏برم اى رسول خدا، و تويى مايه زيباترين تسليت خاطر. درود خدا، و رحمت و بركاتش بر فاطمه و بر تو باد.

کمک به مرکز امام علی ع

Player

{mp3}media/audio/fadat-ali.mp3{/mp3}