• اوقات شرعی
  • تاریخ

      اذان صبح      طلوع آفتاب        اذان ظهر      غروب آفتاب      اذان مغرب
6:30 7:59  12:23 4:46  5:00

   

                      جمعه 18 ژانویه  2019 - 28 دی 1397 - 12 جمادی الاول 1440                                         

 

وفات حضرت معصومه سلام الله علیها 2018

برای پاسخگوئی به سؤالات شرعی با حضرت حجّة الاسلام دکتر سیّد محمّد جواد حجازی (دام عزّه) تماس حاصل فرمائید. تلفن تماس> 6047278778 >آدرس ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بسم الله الرحمن الرحیم

امشب ز اوج آسمان باران اختر می‌چکد          از انتهای کهکشان مینای کوثر می‌چکد

از دست ساقی تا سحر جرعه ز ساغر می‌چکد      بر دل رسیده کیمیا از دیده ها زر می چکد

 امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

با سلام و عرض تبریک سال جدید میلادی 2019 

امید است اولین برنامه این مرکز که پس از دوره سرد و نسبتا طولانی تعطیلات زمستانی

برگزار میشود، توأم گردد با گرما و نورانیت مضاعف درصفوف سرشار از صفا و

صمیمیت و عشق و ایمان اعضاء خانواده مرکز امام علی علیه السلام.

برنامه هاعبارتند از: اقامه نماز جماعت مغرب و عشا رآس ساعت 7:30 بعد از ظهر،

تلاوت آیات نورانی قرآن کریم، شعرو کلیپ، سخنرانی،

عطرنیایش دعای عارفانه و پر فیض کمیل، سرود جمعی العجل مولا و در پایان پذیرائی.

سخنران: دانشمند گرامی و ارجمند حضرت حجه الاسلام دکتر حجازی

زمان: پنجشنبه (10 ژانویه) از ساعت 7:30 الی 10:00 شب

1251 Lillooet Rd, North Vancouver BC, V7J 3H7 :مکان

**************

پاسخ به سؤالات شرعی توسط حضرت حجّة الاسلام دکتر حجازی

   این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تلفن تماس جهت ارائه پیشنهادات واطلاع از برنامه ها: 7712-715-604
www.imamalicentre.com  

بسم الله الرّحمن الرّحیم

لطفا توجه فرمائید

ضمن عرض سلام و تبریک میلاد حضرت مسیح (ع) ،

 باطلاع شما عزیزان میرساند:

مرکز امام علی (ع)  از تاریخ پنجشنبه 13 دسامبر بمدت چهار هفته برای

تعطیلات زمستانی تعطیل و برنامه ای نخواهد داشت. 

شروع جلسات در سال جدید از 10 ژانویه 2019 خواهد بود انشاءالله.

 سال نو میلادی (2019) مبارک 

 ____________________________________________________________________________________

 

 


وفات کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه علیها سلام تسلیت باد

بر آستان دركه پا مى گذارى بى اختيار دلت مى لرزد. حس مى كنى در دريايى از نور غوطه ور شده اى. «صحن و سراى» با صفايش روح تو را سرشار از لطافت و مهر مى كند. نگاهت از لابه لاى گلدسته ها مى گذرد.

 نسيم هر لحظه بر «پرچم سبز» گنبد طلايى اش بوسه مى زند.«كبوتران حرم» اين ساكنان هميشگى دسته دسته بر گرد حرم طواف مى كنند و به او سلام مى دهند. دست بر سينه مى گذارى، صداى هق هق قلبت را مى شنوى. چشمانت خلسه خود پر چشم سبز را زيارت مى كنند و بى اختيار اشك ورود به حرمش را از خدا و پيامبر و ملائكه الله و خود كريمه مى طلبى،چرا كه ورود به اين مكان مقدس بى اجازه نشايد.

 ديگر تاب ايستادن ندارى، وارد مى شوى و خود را در جارى آب حرمش تطهير مى كنى...

 كفش هايت را كه به «كفش دارى» مى سپارى ديگر خودت نيستى كه پيش مى روى. اكنون لبريز از شور و عطشى. تشنه اى هستى كه هر لحظه به آب نزديكتر مى شود. اما تو هر چه از درياى عشق اهل بيت بنوشى تشنه تر خواهى شد. نگاهت از لابه لاى نور«چلچراغ سبز وسرخ وزرد» كه چون ملائك دور تا دور «رواق ها» صف كشيده اند مى گذرد و بر روى «ضريح» قفل مى شود. قلبت به هم فشرده مى شود و يك لحظه از حركت مى ايستد! دل و ديده از اختيار بيرون مى رود و بر زبانت جارى مى شود:

 السلام عليك يا بنت رسول الله(ص) ...

 در ازدحام جمعيت گم مى شوى و بى اختيار به طرف ضريح كشيده مى شوى. شرمنده و خجل از اعمالت اما اميدوار به «شفاعتش» پا پيش مى گذارى. فرياد در حنجره ات خشكيده و غمى غريب روى دلت سنگينى مى كند. ناگفته هاى زيادى دارى كه فقط به او مى توانى بگويى. نفست بند آمده است. دستت را به پنجره ضريح گره مى زنى. جاذبه اش تو را به نزديك تر مى خواند .پيشانى ات كه سردى ضريح را مى چشد با تمام وجود او را حس مى كنى. بوى عطر و گلاب از خود بى خودت مى كند.

 داغ دلت آرام از جا كنده مى شود واز لابه لاى «مشبك هاى ضريح» داخل «مرقد» مى شود , كنار«پارچه سبز» روى مرقد مى نشيند و آن را به چشم مى كشد و مى بوسد. حالا ديگر دل و زبانت دست به دست هم داده اند و با چشمانت هم آوا شده اند. هر چه بلدى زمزمه مى كنى به تمام اوليا متوسل مى شوى آن ها را شفيع مى آورى و زبانت با تك تك واژه ها زيارتنامه معاشقه مى كند و دلت ناگفته هايش را بيرون مى ريزد.آتشفشان چشمانت مى جوشد و سيلاب اشك به پهناى صورتت مى دود حس مى كنى كه پوسته قلبت ترك برداشته است در امتداد اين لحظه هاى سرخ و سبز احساس غريب اما خوش به تو دست مى دهد. «دستى سبز» از شبكه ضريح بيرون مى آيد، نوازشت مى كند و دلت را لبريز از نور مى كند. لبريز از كوثر كريمه. دوست دارى كه سال ها در همين لحظه بمانى و اين لحظه به بى نهايت متصل شود...

 مى روى اما...نه! چطور دلت مى آيد اين جارا ترك كنى. اين جا قطعه اى از بهشت است. اى كاش مى توانستى هميشه اين جا بمانى!مى روى اما نه آن كه آمده بودى. سبك، راحت، رها، عجيب حالتى دارى، گوياكه در آسمانى و برابر ماه پا مى گذارى.

 و دلت تاريك! نه، روشن، مثل خورشيد، سفيد چون برف، آبى تر از آسمان، سبز، سبزتر از بهار. مى روى به اميد اين كه دوباره خيلى زود برگردى و سلامش كنى. هر لحظه بر مى گردى وبه پشت سر نگاه مى كنى. گلدسته ها تو را به خود مى خوانند و كبوترى بر بلنداى «ساعت حرم» در امتداد نگاهت مى نشيند. كاش تو هم يك كبوتر بودى. يك كبوترحرم!...

 و معصومه معصومه است. فاطمه، كريمه اهل بيت، كوثر كوير و قبله همه دل هاى شيفته ولايت، آشناى دور و نزديك و بزرگ و كوچك. دختر هفتمين و خواهر هشتمين خورشيد ولايت، زيارتش بهانه نمى خواهد كه حرمش خانه محبان است و حريمش كعبه عاشقان. و عشق عشق است مسلمانى و زنديقى نيست. آنان كه هر روز جرعه جرعه «اكسير ولايت» را از جام مشبك هاى ضريحش مى نوشند دورى او را نمى توانند تحمل كنند در جوارش سكنا مى گزينند تا جان هاى عطشناك و كويرى خود را از محبت او سيراب كنند. خدا كند قدر اين بانو را بدانيم.

 

 


 

السّلام علیک یا سیّدتنا و مولاتنا فاطمة الزّهرا ، اغیثینی یا بنت رسول الله و رحمة الله و برکاته


ماجرای پهلوی تو تلخ است...


داغ تو چه قدر نزدیک است. داغ تو چه قدر زجرآور است. داغ تو چه قدر کشنده است. ای تمام غربت جهان، ای تمام دلشکستگی تاریخ ای تمام رنج‏ های انسان، ماجرای پهلوی تو را چگونه مویه کنیم. پشت کدام پنجره بایستیم و زیارتنامه ‏ات را خون بنالیم. سر بر کدام دیوار بگذاریم و داغت را شماره کنیم؟ ای بهار در تیررس خزان زودرس! چه کسی شب‏های دلتنگی علی علیه‏ السلام را خون ببارد؛ بعد از این؟ چه کسی دردهای انباشته علی علیه ‏السلام را بشنود؛ بعد از این؟ ... بعد از این مدینه شب‏های بی تو را چگونه تاب بیاورد؟ بعد از این بیت‏ الاحزان سر بر کدام دامن بگذارد؟ بعد از این آسمان چگونه ببارد؟ زمین چگونه قامت نشکند؟ یا فاطمه! فرشته بخوانمت یا انسان متعالی؟ کدام یک؟ تو را که در صورت، انسانی و در سیرت، فرشته. تو را با کلام لحن بسوزیم؟ تو را با کدام زبان مصیبت بخوانیم؟ ای شب‏های بی ستاره‏ ات زود هنگام! ای کوه ‏ترین صبر! کدام داغ تو را بنویسم؛ که سنگدلانه تازیانه ‏ات زدند که بی رحمانه سیلی‏ ات زدند. که نامردانه پهلویت را شکستند؟ تو را که دستانت بوسه گاه آفتاب بود. تو را که چشمانت ضریح آسمان بود تو را که دریاهای جهان، کنار نامت پهلو گرفتند. تو را که گل‏های جهان، عطر نامت را وام گرفتند. تو را که باران، به یمن نگاه تو نازل شد. خورشید، فردا را بی تو در کنج کدام خرابه غروب کند؟ دریا، فردا را بی تو در کدام ساحل، سر بکوبد؟ آسمان، فردا را بی تو در کدام کرانه شعله ‏ور شود. شب‏های بی تو، مرگ بار است. روزهای بی تو، داغناک است. ای مادر پدر! ماجرای پهلوی تو تلخ است. بگذار فقط خدا بداند که چه بر مدینه گذشت؟! بگذار فقط خدا بداند... :

حاضرین در سایت

ما 6 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

در یافت ایمیل

برای دریافت ایمیل های هفتگی، لطفا اسم خود را ثبت نام کنید.

حدیث امام سجادع) از پدر بزرگوار خويش، امام حسین ع) در باره شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها سلام


لَمَّا مَرِضَتْ فاطمةُ بنتُ رسولِ‏اللَّهِ(ص) وَصَّتْ إلى‏ علىِ ابنِ‏ أبي‏طالبٍ(ع) أَنْ يَكْتُمَ أَمْرَها و يُخْفِيَ خَبَرَها و لا يُؤْذِنَ أَحَداً بِمَرَضِها...


موقعى كه فاطمه دختر رسول خدا(ص) بيمار شد به على ابن ‏أبى‏طالب(ع) وصيت كرد كه موضوع را سربسته بدارد و خبر آن را پنهان كند و هيچ كس را از بيمارى او مطلع نسازد. حضرت(ع) اين كار را كرد و خودش پرستارى فاطمه(ع) مى‏ نمود و اسماء بنت عميس - كه خدا رحمتش كند - نيز او را مخفيانه همان گونه كه فاطمه(ع) وصيت كرده بود كمك مى‏ كرد. هنگامى كه رحلتش نزديك شد به اميرالمؤمنين(ع) سفارش كرد كه عهده ‏دار مراسم غسل و كفن و دفن شود و او را شبانه به خاك سپارد و قبر او را پوشيده بدارد، لذا اميرالمؤمنين(ع) عهده‏ دار آن شد و او را به خاك سپرد و آثار محل قبرش را محو كرد. موقعى كه دستش را از خاك قبر تكاند، حزن و اندوه به او فشار آورد و پريشان كرده و به جوشش آورد و اشكهايش را بر گونه‏ هايش جارى ساخت و چهره اش را به طرف قبر رسول خدا(ص) نمود و عرض كرد: سلام بر تو اى رسول خدا! سلام بر تو از جانب دخترت و محبوبت، و نور چشمت و ديداركننده ‏ات، آن كسى كه در بقيع تو، در خاك خفته است، و خداوند پيوستن سريع به تو را براى او برگزيده است. اى رسول خدا! صبرم در غم فقدان دختر برگزيده‏ ات كم شد، و طاقتم به خاطر سرور زنان، ضعيف گشت. منتها آنچه موجب تسليت خاطر است، تأسّى من از سنت تو و بار اندوهى است كه در غم فراق تو وجودم را در بر گرفت. چرا كه من خود، تو را در شكاف قبر نهادم، پس از آنكه جانت بر سينه‏ ام روان شد و چشمانت را با دست خويش بستم و خودم عهده ‏دار كار به خاك‏سپارى ‏ات شدم. آرى، دلنشين‏ترين پذيرش، در كتاب خدا آمده است: انا لله و انا اليه راجعون. [اينك‏] امانت باز گردانده شد و گرو، پس گرفته شد، و شكوفه يكباره ربوده شد و چه زشت است سبزه و زمين. اى رسول خدا! اندوهم بى‏ پايان است، و شبم در بيدارى است؛ اندوه از قلبم نخواهد رفت تا اينكه خداوند همان خانه‏ اى را كه تو در آن ساكنى براى من برگزيند. دلشستگى‏ اى چرك‏ آور، و اندوهى خشم‏ آور و آتش ‏افروز. در ميان ما چه زود جدايى افتاد! شكايت به خدا مى‏ برم، و دخترت از همداستانى امتت عليه من و براى ضايع كردن حق او، تو را خبر خواهد داد؛ حال و وضعيت را از او بپرس. چه بسيار عقده هايى؛ در سينه‏ اش به تلاطم آمد اما راهى براى گشودن آن نيافت كه خواهد گفت. و خداوند داورى مى‏كند و او بهترين داور است. سلام بر تو اى رسول خدا! سلام وداع‏ كننده‏ اى كه نه خسته شده است و نه روى‏ گردان. پس، اگر برمى‏ گردم نه به خاطر خستگى است، و اگر بمانم نه به خاطر بدگمانى به وعده‏ اى كه خداوند به صابران داده است. صبر بهتر و زيباتر است. و اگر نبود تسلط آنان كه بر ما چيره شده‏ اند، خود را ملازم قبر تو مى‏ داشتم و ماندن كنار آن را پيشه خود مى ‏ساختم و چون مادرى كه داغ مصيبتى بزرگ ديده، شيون مى‏كردم. در برابر چشم خدا، دخترت پنهانى به خاك سپرده مى ‏شود، و حق او به زور ضايع مى ‏شود، و آشكارا از ارثش باز داشته مى‏ شود؛ در حالى كه هنوز چيزى نگذشته و ياد تو فراموش نشده است. پس شكوه را به خدا مى ‏برم اى رسول خدا، و تويى مايه زيباترين تسليت خاطر. درود خدا، و رحمت و بركاتش بر فاطمه و بر تو باد.

کمک به مرکز امام علی ع

Player

{mp3}media/audio/fadat-ali.mp3{/mp3}